تبليغاتX
آتش عشق وجودم را مي سوزاند اما ناله نخواهم كرد

درده دل های یه عاشق
درباره وبلاگ
فقط برای دله خودم ، خدای خودم و معشوق خودم درده دل می کنم تا بداند زمانی که نیست چه بر من می گذرد . بین خودم ، خدایم و معشوقم هیچ فرقی نیست
منوي اصلي
صفحه نخست
نوشته هاي پيشين
خانگي سازي
ذخيره كردن صفحه
اضافه به علاقه منديها
لينكدوني
سورس های رایگان
دانلود بهترین برنامه ها
دانلود جدیدترین آهنگ ها
فروم فارسي براي سايت
آموزش طراحی سایت
قالب های بلاگفا
حیران و دیوانه
تنهايي من
علي حوري
آلاگوز
سايت آموزشي من Visual Basic
شادی
نوشین
پلاک صفر
مثل هیچکس
مهتا
الهه
بابک
چشم تو
محمد عالی پور
چهره ی بهشت و جهنم
آفتاب
حسين ( علم و زندگي )
وبلاگ اما حسين
عكسهاي عالي از ماشين . عشق
عشق رو اينجا پيدا كن
آوازهاي خاموش
خدا ، عشق ، مهرباني
باغبان
تعقل كار هر كسي نيست
سايت تبليغ رايگان وبلاگ ها
شب كوير » مينا
آخرين نوشته ها
87/05/01 - 87/05/31 87/02/01 - 87/02/31 86/08/01 - 86/08/30 86/07/01 - 86/07/30 86/05/01 - 86/05/31 86/04/01 - 86/04/31 86/03/01 - 86/03/31 86/02/01 - 86/02/31 86/01/01 - 86/01/31 85/12/01 - 85/12/29 85/11/01 - 85/11/30 85/10/01 - 85/10/30 85/09/01 - 85/09/30 85/07/01 - 85/07/30 85/06/01 - 85/06/31 85/05/01 - 85/05/31 85/04/01 - 85/04/31 85/03/01 - 85/03/31
نظرسنجي





Powered by WebGozar

Google PageRank 
Checker - Page Rank Calculator
آمار وبلاگ
لوگوي وبلاگ
پسر اینترنتی
طراح قالب
خدایا تو هم میبینی ؟
حمد و ستایش آفریدگار دانا و مهربان را

توبه پذیر مهربان را

تلفنی داشتیم صحبت می کردیم

خدارو شکر . بهتر شدیم . خیلی بهتر

تموم شد

رفتم جلو مغازه نشستم

رفتم تو فکر

صدایی منو به خودم اورد

« زیاد فکر نکن جوون ، یا خودش میاد یا نامه ش »

بازم رفتم تو خودم و فکر می کردم . بازم صدایی مشابه از تو عالم خودم بیرونم آورد

فکر کردم به همه چیز .

من خیلی خوشبختم . درسته غم و غصه و مشکل فک و فراوون دارم اما بازم خوشبختم .اما سوال اینجاس که چرا الان احساس خوشبختی نمی کنم ؟

من زمانی خوشبختم که دارمش . الان دیگه ندارمش . ازم دوره .

وقتی اون نیست یعنی من هیچ چیز ندارم . بد بخت ترین آدم دنیام .

این واقعیتیه که نمی شه انکار کرد .

صبر کار زار نیست . حلالی برای مشکلم نیست .

این واقعیته . همین

نوشته شده در 87/05/28ساعت 21:8 توسط تنها ترین علی | |
اينارو نخوني حيفه
خدایا امتحان نگیر . رحم کن !!!
حمد و ستایش پروردگار آزمایش کننده را

خدایی که امتحان می گیرد و به بشر اثبات می کند

شکر خدایی را که روزی رسان است و مهربان

دیشب ، شنبه ، شبه سختی بود .

خیلی سخت . به فکر معشوق افتادم ( بودم ) . گوشه گیری اختیار کرده .

همون راهی رو که من چند سال پیش رفتم  و نتیجه قابل توجهی نگرفتم .

بجز اینکه افکار عجیب و غریب و گمراه کننده راه رو برای داغون کردن روح و جسم باز می بینه و حمله ور میشه .

این کار براش ضرر داره . منم بهش بارها گفتم اما خوب ...

دوست داره خودش تجربه کنه . راههای رفته منو می ره و سرش به سنگ می خوره . یادش نیست اوایل آشنایی تمام تجربیاتم رو رایگان بهش می دادم تا ضرر نده . حالا دوست داره ضرر بده . بره ، زمین بخوره و بعدش ...

دیگه چقدر بهش بگم ؟

خسته شدم ؟ نه خسته نشدم !!!

ولی وقتی می بینم حرفم خریدار نداره واسه چی باید دائم تذکر بدم تا آخرش اسمه نق نقو بذاره روم ؟؟؟

ژس بهتره چیزی نگم . بذار خودش تا هر جا که دوست داره گاز بده . بالاخره این جاده یه جایی پیچ تند داره دیگه !!!

امان از دست این پیچهای تند ! امان !

خودشم می دونه باعث و بانی این اوضاع من نیستم . حرفه اخلاق و این چیزا نیست . درد فقط درده دوریه . اونم باعث و بانیش معلومه کیه .

اون هر موقع بتونه بیاد من زندگیمو تعطیل می کنم . اما کو اومدن ؟

زندگی ما به هم گره خورده . ما نمی تونیم از هم جدا بشیم .

اینو باور کردم و بهش ایمان دارم . همونطور که به خدای واحد و پیغمبرش و امام اول ایمان دارم .

 

نوشته شده در 87/05/20ساعت 12:45 توسط تنها ترین علی | |
اينارو نخوني حيفه
چی به سره ما اومده ؟
حمد و ستایش پروردگار بی همتا را

اویی که عوض کرد دلها را .

روشن ها را روشن تر کرد و تاریک ها را برای روشن شدن هدایت .

گر هدایت شوند روشن شوند و گر هدایت نشوند تاریک تر .

خدایا چی به سرمون اومده ؟

من که ۲۴ ساعته درگیر سر و سامان دادن اوضاع مالی هستم تا هر چه زودتر بتونم برم خواستگاری .

اونم معشوقه که قسم خورده یه روز رو بدون اینکه چوب لای چرخم نذاره سر نکنه !

آخه این چه اوضاعیی که درست شده .

انگار نمی بینه چه خبره .

باهاش حرف می زنی . حرفای عاشقانه می زنی که یادش بیفته هنوزم عاشقشی اما جواب چی میگیری ؟

معشوق :

این اوضاع برای منم سخته اما چیزی نمی گم . ولی تو دائم ناله می کنی !!!

خدایا جمالتو شکر . خدایا بزرگیتو شکر .

چطور می تونه خودشو با من مقایسه کنه ؟

یه هفته قبل درباره اینکه هر دو باید مثل هم رفتار کنیم حرف زدم و قانع شد .

حالا اینو به همه چیز تعمیم میده .

انگار یه دختر بچه ۳ سالس .

بابا در همه موارد که منو تو مساوی نیستیم !!!

یکی بیاد اینو به معشوق بفهمونه .

خدا شاهده صبح از وقتی بیدار می شم با هزار تا سگ و گرگ ( مردم شهر ) طرف می شم تا شب ساعت ۱۲ .

بذار یه چیزی بهت بگم المیرا :

دروغ می گی . دروغگوی ماهری هستی . نسبت به احوالات من حرف می زنی . به محض اینکه شرایطم عوض بشه تو هم عوض می شه . شرایط روحی رو می گم .

نه ؟ ثابت می کنم .

+ چه احساسی داری از اینکه زندانی چشات شدم ؟

- احساس خوبی دارم .

چند دقیقه بعد :

- می دونی چه احساسی نسبت بهت دارم ؟

+ نه ؟ چه احساسی ؟

- احساس ناامیدی !!!

خدایا جمالتو شکر .

من چیکار باید بکنم ؟ از دستش بزنم به کوه و بیابون ؟

قرار بود به هر نحوی که شده بابا رو راضی کنه !!!

پدر ، دختر ، نشستن گل گفتن گل شنفتن ، آخرشم مذاکره کردن که کتابخونه رفتن بی کتاب خونه رفتن .

اونم اومده داره آروم آروم منو آروم می کنه تا جریانو برام بگه که مبادا من سگ بشم .

یه کار سپردیم دستش . کی گفته تو باید راضی بشی واسه نرفتن . عوضش اجازه ی باشگاه رو گرفته که به درد لای جرز در می خوره . خودشم به اون امیدواره .

چند روز بعد هلندی ها می ریزن خونمون . کجایی تو ؟

لطفا سرتو از توی برفا بیار بیرون .

روابط ما بزرگتر از اونه که تو اونا رو توی برف ببینی

 

....

...

..

.

نوشته شده در 87/05/18ساعت 13:39 توسط تنها ترین علی | |
اينارو نخوني حيفه
نوشتم برای معشوق ، نوشتم برای دل
حمد و ستایش پروردگار روزی رسان بی منت را

همان خدایی که عظمتش گر مغز آدمیان از آدم تا قیامت را جمع کنند در مغزشان نمی گنجد

همان خدایی که خداست و خدایی می کند

همان خدایی که خداست و سلطنت می کند

و همان خدایی که تو را برای من آفرید

از دوستانی که خواننده وبلاگ حقیر بودن به خاطر غیبت عذر خواهی می کنم و از خدا می خوام شرایطی رو فراهم کنه که بتونم دوباره برای دل خودم و ستایش پروردگارم بنویسم .

بغض گلو رو فشار می ده . دل در سینه سخت می تپه . قلب از فشار به شمارش می افته .

این توصیفی بود که الان از حال خودم کردم .

قبلا هر ۲ هفته یک بار دیدنش دل رو آروم می کرد . کار سخت شد . وابستگی بیشتر شد .

۲ هفته ۱ هفته شد و دل کمی راضی گشت و حالا . . .

شنبه !!!

سه شنبه که میشه دل به لرزه می افته .

دست و پا می لرزن .

قلب در سینه احساس فشار می کنه .

مغز مختل میشه .

مثل کسی که معتاده و زمان تزریقش گذشته .

وصف خوبی نبود ؟

بگم مثل عاشقی که از معشوقش دوره ؟

کدوم عاشق ؟ شما عاشق واقعی دیدین ؟ شما عاشقی رو دیدین ؟

بیشتر معتاد دیدین !!!

پس مثالی از اونچه که می بینید رو زدم تا شاید درک کنید اوضاع آشفته این دیوانه را

که اونم شک دارم کمتر کسی بتونه بفهمه !

شب زنده داری های من .

سر دردها و چشم دردهای من

احساس خفگی در سینه . سرفه های مدام

احساس درد در قلب و پشت قفسه سینه .

وای خدایا . چی داره به سرم میاد ؟!؟!

بار خدایا اگر ارزش ماندن برای معشوق را دارم حفظم کن !!!

هر آنچه می کنم اول برای رضای تو و دوم برای رسیدن به معشوق است که می دانم :

« و آنکه میکوشد جز آن نیست که می کوشد برای خویشتن ، همانا خداوند بی نیاز است از جهانیان »

سوره عنکبوت آیه ۶

بار الهی وسعت چشمم را گسترده کن .

وسعت دلم را با عظمتت عظمت ببخش .

اموراتم را سر و سامان ببخش تا کاری کنم که تو راضی باشی .

اعمالم را صاف کن . نیتم را جلا ببخش و در آخر

عاشق را به معشوق برسان که تاب و توان از دست رفت .

دل و دین رفت . عقل و هوش رفت . چشمها تار شد و دل ار تپیدن ایستاد . اشکها جاری شد و کسی نیست سرخی چشمان اشکبار را تحمل کند .

بی نیاز کن که فقط تویی بی نیاز .

برآورده کن که فقط تویی برآورده کننده .

برسان که فقط تویی رساننده و

ببخش که فقط تویی بخشاینده مهربان

نوشته شده در 87/02/19ساعت 16:45 توسط تنها ترین علی | |
اينارو نخوني حيفه
کوله بار غیبت من
حمد و ستایش پروردگار روزی رسان بی منت را

اویی که آفرید انسان را برای تکامل عقل و روحش .

اویی که آفرید روزی انسان را قبل از آفریدن انسان .

اویی که آفرید رحمتش را قبل از آنکه بکار گیرد آن را .

خدایا !

بازم برگشتم سر جایی که خیلی وقت بود می نوشتم . جایی که درد دلام رو توش خالی می کردم .

یه غیبت کوچولو داشتم .

گاهی اوقات خدا اونقدر لطف به خرج می ده که خودم شرمندش می شم . مثلا همین دیروز پری روز .

حسابی چوب کاری کرد . گاهی اوقات متوجه می شم که تو نعمتهای خدا دارم غرق می شم . گاهی اوقات حس می کنم کنارمه و همیشه مواظبمه که مبادا اخم به ابروم بیاد .

سالها آرزوی یه چیزی رو کردم و الان دارم می بینم که چطور بی مهابا و بی منت داره همون آرزو ها رو برآورده می کنه و من هم دارم ازشون لذت می برم .

سالها آرزو کردم کسی رو داشته باشم که معنی کارامو بدونه . و حالا دارمش . سالها آرزو کردم که یکی همیشه به فکرم باشه و حالا دارمش . سالها آرزو کردم که یکی باشه که نگرانم باشه و حالا دارمش .

سالها آرزو کردم که دستم تو جیب خودم بره و حالا دارمش . وقتی یکی مغازمو می بینه و می فهمه که این مغازرو در عرض کمتر از ۱۰ ماه جمع کردم واقعا تعجب می کنه منم اولش تعجب می کردم ولی حالا دیگه تعجب نمی کنم چون خدای خودمو شناختم .

الان از خدا فقط یه آرزو دارم و اونم اینه که منو محتاج هیچ احد الناسی نکنه . هر چی می ده بده . کم یا زیاد اما کاری نکنه که بخاطر پول پیش کسی رو بندازم . منم سعی می کنم که زیاده خواه نباشم . من از خدا فقط نیازهای اولیه زندگی رو می خوام نه بیشتر .

خدا ازت خواهش می کنم منو محتاج هیچ کسی نکنی حتی محتاج خودم .

همه احتیاجات پیش تو رفع می شه . تو ذات غنی بودن هستی و هر کی با تو باشه بی نیازه از تمامی مخلوقاتت .

خواهشم را بی جواب نذار که تو بسیار توبه پذیر و مهربانی .

آینده هر چی که هست به صلاح من و عشقمه و چون ایمان دارم که تو مهربان و رحیمی پس آینده هم روشن و دوست داشتنی است .

پس به امید تو .

بسم الله الرحمن الرحیم

نوشته شده در 86/08/30ساعت 17:46 توسط تنها ترین علی | |
اينارو نخوني حيفه
آخرين نوشته ها
خدایا تو هم میبینی ؟
خدایا امتحان نگیر . رحم کن !!!
چی به سره ما اومده ؟
نوشتم برای معشوق ، نوشتم برای دل
کوله بار غیبت من
خدایا من تو را فراموش نکرده ام !!!
بی معرفتی
دوری یه حکمتی داره !!!
گناهکار یا مقصر کیه ؟؟؟
معنویت !!!
هیچ تغییری وجود نداره !

روز پنجم ...
عیبی نداره !!!
هر دوی در پی هم !!!
عذاب شروع شد !!!
چرخش روزگار
معشوق رحمی نکرد !!!
کنکور سراسری داده شد !!!
خوانندگان عزیز لطفا توجه کنین !!!